آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴

    تهاتر به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / tahaator /

    swap, swapping, barter exchange

    swap

    swapping

    barter exchange

    معامله‌ی پایاپای

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    بیا تهاتر کنیم؛ ساندویچم را در ازای سیبت می‌دهم.

    Let's make a swap - I'll give you my sandwich for your apple.

    بعداز تصادف تهاتر ماشین واجب بود.

    The car swap was necessary after the accident.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد تهاتر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    معامله پایاپای
    مترادف:
    دعوی باطل

    سوال‌های رایج تهاتر

    تهاتر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «تهاتر» در زبان انگلیسی به barter یا exchange و یا swap ترجمه می‌شود.

    «تهاتر» مفهومی اقتصادی است که به معنای تبادل کالا یا خدمات بدون استفاده از پول است. در این فرآیند، دو یا چند طرف، نیازهای خود را با ارائه کالایی که دارند یا خدماتی که می‌توانند ارائه دهند، برطرف می‌کنند. تهاتر یکی از قدیمی‌ترین شیوه‌های مبادله در تاریخ بشر است و پیش از اختراع پول، اصلی‌ترین روش برای داد و ستد و تأمین نیازهای روزمره مردم به شمار می‌رفته است. این مفهوم هنوز هم در برخی شرایط خاص، قراردادهای تجاری یا مناطق اقتصادی محدود به کار می‌رود.

    در زندگی روزمره و تجارت، تهاتر می‌تواند راهکاری برای تأمین منابع یا کاهش هزینه‌ها باشد. برای مثال، کسب‌وکارها ممکن است با ارائه محصولات یا خدمات خود به شرکت‌های دیگر، کالا یا خدمات مورد نیازشان را دریافت کنند. این روش به ویژه در شرایط کمبود نقدینگی یا زمانی که پول نقد به راحتی در دسترس نیست، کاربرد دارد. تهاتر علاوه بر کاهش هزینه‌ها، می‌تواند روابط تجاری و همکاری بین طرفین را نیز تقویت کند.

    از منظر اقتصادی و تاریخی، تهاتر نقش مهمی در شکل‌گیری بازارها و تجارت داشته است. پیش از گسترش سیستم پولی، جوامع انسانی با استفاده از تهاتر نیازهای خود را برطرف می‌کردند و این فرآیند باعث توسعه شبکه‌های تجاری و تعاملات اجتماعی شد. این روش، پایه‌ای برای توسعه مفاهیم اقتصادی پیچیده‌تر مانند پول، اعتبار و قراردادهای تجاری مدرن ایجاد کرده است.

    در ادبیات و تحلیل‌های فرهنگی، تهاتر گاهی به عنوان نماد تبادل و همکاری متقابل نیز به کار می‌رود. مفهوم مبادله مستقیم، بیانگر رابطه‌ای برابر و متوازن میان طرفین است که بدون واسطه‌های پیچیده، نیازها و منابع را تأمین می‌کند. این کاربرد استعاری می‌تواند در روابط اجتماعی، آموزشی یا حتی روان‌شناسی نیز مشاهده شود و نشان‌دهنده‌ی اهمیت تعامل و همکاری در زندگی انسانی است.

    «تهاتر» فراتر از یک روش اقتصادی ساده است؛ این مفهوم نشان‌دهنده‌ی خلاقیت انسان در حل نیازها، مدیریت منابع و ایجاد روابط متقابل است. تهاتر ابزار مؤثری برای تسهیل تجارت، کاهش هزینه‌ها و تقویت همکاری میان افراد و گروه‌ها است و همچنان می‌تواند در شرایط خاص، جایگزینی عملی و کاربردی برای پول و سیستم‌های پیچیده مالی باشد.

    ارجاع به لغت تهاتر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «تهاتر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تهاتر

    لغات نزدیک تهاتر

    • - ته و توی چیزی را درآوردن
    • - ته هر چیز
    • - تهاتر
    • - تهاتر کردن
    • - تهاترگر
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.