trench, fortification, bulwark, redoubt, dugout, entrenchment, foxhole, a fortified place
trench
fortification
bulwark
redoubt
dugout
entrenchment
foxhole
a fortified place
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سربازان در بالای تپه، یک سنگر مسحکم درست کردند.
The soldiers established a sturdy redoubt atop the hill.
نبرد تنبهتن بین مدافعان سنگر و مهاجمان
a hand-to-hand combat among the trench's defenders and the attackers
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سنگر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سنگر