آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

شکلک به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / sheklak /

making faces, mug, grimace, pulling a wry face, emoji

making faces

mug

grimace

pulling a wry face

emoji

ادا و اطوار با اجزای صورت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

او با شکلک صحبت می‌کرد اما من نمی‌توانستم بفهمم واقعاً می‌خواهد چه چیزی را بگوید.

She spoke in emoji, but I couldn't decipher what she was really trying to say.

شکلک درآوردن

to make faces, to pull a wry face

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد شکلک

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت شکلک

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «شکلک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شکلک

لغات نزدیک شکلک

پیشنهاد بهبود معانی