آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ اسفند ۱۴۰۳

      صرف کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / sarf kardan /

      to spend, to expand, to consume, to pay, to invest, to outlay

      to spend

      to expand

      to consume

      to pay

      to invest

      to outlay

      مصرف کردن
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      زمان و نیرویی که صرف نگارش این کتاب کرده‌ام.

      The time and energy I have expended in writing this book.

      من کوشش و وقت زیادی را صرف نگارش این فرهنگ کرده‌ام.

      I have invested a lot of time and effort in this dictionary.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / sarf kardan /

      to eat, to drink, to have

      to eat

      to drink

      to have

      خوردن و نوشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      او در ظهر ناهار صرف می‌کند.

      She eats lunch at noon.

      آن‌ها در تابستان برای حفظ آب بدن آب‌میوه صرف می‌کنند.

      They drink juice to stay hydrated during the summer.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / sarf kardan /

      to use, to employ, to devote, to spend, to bestow, to dedicate

      to use

      to employ

      to devote

      to spend

      to bestow

      to dedicate

      گذراندن، سپری کردن

      شکارچی ساعت‌ها برای پر زدن به تیرهایش وقت صرف کرد.

      The hunter spent hours feathering his arrows.

      وقت زیادی که صرف چرندیات شد

      acres of time devoted to trivia

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / sarf kardan /

      دستور زبان to conjugate, to inflect, to decline

      to conjugate

      to inflect

      to decline

      صیغه‌های مختلف فعل را به کار بردن

      آن‌ها افعال انگلیسی را درست صرف کردند.

      They conjugated English verbs correctly.

      در زبان انگلیسی، ما فعل‌ها را برای نشان دادن زمان و حالت صرف می‌کنیم.

      In English, we inflect verbs to indicate tense and mood.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت صرف کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «صرف کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/صرف کردن

      لغات نزدیک صرف کردن

      • - صرف شدن
      • - صرف فعل
      • - صرف کردن
      • - صرف کردن شام
      • - صرف کردن صبحانه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.