loan, borrowing, loaning, borrowed thing, getting on loan
loan
borrowing
loaning
borrowed thing
getting on loan
او عاریهای کوتاهمدت به من داد تا کرایهی تاکسی بهسمت فرودگاه را پرداخت کنم.
She gave me a short‑term loan to cover the taxi fare back to the airport.
پساز طوفان، همسایگان عاریههایی به یکدیگر میدادند تا خانههایشان را تعمیر کنند.
After the storm, neighbors shared borrowings to help each other rebuild their homes.
artificial, false
artificial
false
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مجسمههای عاریهای موزه آنقدر واقعی بودند که حتی منتقدان هنری خبره را هم متحیر کرد.
The museum’s artificial sculptures were so realistic they fooled even seasoned art critics.
دانشمندان داروی جدید را بر روی مدل عاریهای مغز انسان آزمایش کردند.
Scientists tested the new drug on an artificial model of the human brain.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عاریه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عاریه