fountain, jet, spout, waterspout, font, spray, fount
fountain
jet
spout
waterspout
font
spray
fount
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
صدای فواره بسیار آرامبخش بود.
The murmur of the fountain was very calming.
روی لبهی حوضچهی فواره نشست.
She sat on the edge of the basin at the waterspout.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «فواره» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فواره