to economize, to save, to do with little
to economize
to save
to do with little
اگر در مصرف آب قناعت کنید، هزینهی قبض را بسیار کاهش میدهید.
If you economize on water usage, you’ll save a lot on the bill.
آنها با (غذا) پختن در خانه بهجای بیرون (غذا) خوردن، قناعت میکنند.
They economize by cooking at home instead of eating out.
to be contented, to content oneself, to have contentment, to show continence, to be satisfied with what (little) one has
to be contented
to content oneself
to have contentment
to show continence
to be satisfied with whatone has
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
من به آپارتمان قدیمیام قناعت میکنم.
I am contented with my old apartment.
آنها از حمایتی که دریافت میکنند، قناعت میکنند.
They are contented with the support they receive.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «قناعت کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قناعت کردن