داروسازی purgative, laxative, aperient
purgative
laxative
aperient
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دکتر یک مسهل برای رفع یبوست او تجویز کرد.
The doctor prescribed a purgative to relieve his constipation.
مسهل بهسرعت عمل کرد و ناراحتی او را کاهش داد.
The purgative worked quickly and eased her discomfort.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مسهل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مسهل