approved, confirmed, authorized, ratified, enacted
approved
confirmed
authorized
ratified
enacted
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این مدرسه تنها دورههای زبان مصوب را ارائه میدهد.
This school only offers approved language courses.
بودجهی مصوب هفتهی آینده به شورای شهر ارائه خواهد شد.
The confirmed budget will be presented to the council next week.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مصوب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مصوب