livelihood, living, maintenance, subsistence, sustenance, bread
livelihood
living
maintenance
subsistence
sustenance
bread
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او از راه نقاشی امرارمعاش میکند.
He earns his livelihood by painting.
تلاش میکرد هم درس بخواند و هم امرارمعاش کند.
He was endeavoring both to study and to earn a living.
شکل درست این واژه «معاش» است. «معاش» به معنای حقوق، دستمزد یا درآمدی است که شخص برای گذران زندگی دریافت میکند. نوشتن آن بهصورت «مئاش» نادرست است و چنین شکلی در زبان فارسی معیار وجود ندارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «معاش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/معاش