salary, stipend, pay, emolument
salary
stipend
pay
emolument
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
حقوق ماهیانهای را که به او پیشنهاد کردند، قبول نکرد.
She pooh-poohed the salary they offered her.
حقوق او جوابگوی کلیهی نیازهای آنها نبود.
His salary did not answer all their needs.
حقوق او کافی نبود.
His salary was not adequate.
مبلغ دقیق حقوق شما
the exact amount of your salary
law, nomology, legal code, corpus juris, jurisprudence, jus
law
nomology
legal code
corpus juris
jurisprudence
jus
رئیس دانشکدهی حقوق
the head of the law faculty
هر وکیل دادگستری مبانی علم حقوق را میداند.
Every lawyer knows the alphabet of law.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حقوق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حقوق