concave, sunken, cupped, scyphate, dished, having concavity
concave
sunken
cupped
scyphate
dished
having concavity
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
از منشور مسطح-مقعر برای جداسازی رنگهای مختلف نور استفاده شد.
The plano-concave prism was used to separate the different colors of light.
سالن بدنسازی دارای سقف مقعر است.
The gymnasium has a dished roof.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مقعر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مقعر