آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

    نامادری به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / naamaadari /

    stepmother, stepparent

    stepmother

    stepparent

    مادر ناتنی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    دختر کوچک از نامادری خود متنفر بود.

    The little girl despised her stepmother.

    نامادری بدجنس

    a vicious stepmother

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج نامادری

    نامادری به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نامادری» در زبان انگلیسی به stepmother ترجمه می‌شود.

    نامادری به زنی گفته می‌شود که با پدر فرد ازدواج کرده اما مادر زیستی او نیست. این نقش در بسیاری از فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ ایرانی، جایگاه پیچیده و گاه چالش‌برانگیزی دارد. نامادری می‌تواند نقش مادری را ایفا کند، به کودک محبت و توجه نشان دهد، یا در مواردی – بسته به شرایط و پیش‌زمینه‌ها – با مقاومت، سردی یا حتی سوتفاهم‌هایی از سوی فرزندان همسر مواجه شود. این رابطه، برخلاف پیوندهای خونی، بر اساس هم‌زیستی و تعامل شکل می‌گیرد و نیازمند تلاش و سازگاری از دو طرف است.

    در ادبیات و افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌ها، از جمله داستان‌های معروف مانند «سیندرلا» یا «سفیدبرفی»، تصویر نامادری با ویژگی‌هایی منفی و ظالمانه همراه بوده است. این کلیشه‌ها باعث شده‌اند در ذهن بسیاری از مردم، واژه‌ی «نامادری» بار منفی داشته باشد. اما در دنیای واقعی، چنین تصاویری همیشه صدق نمی‌کند. بسیاری از نامادری‌ها با فداکاری، مهربانی و درک بالا، توانسته‌اند رابطه‌ای صمیمانه و سالم با فرزندان ناتنی خود ایجاد کنند و حتی جای خالی مادر را – در صورت نبود او – به‌خوبی پر کنند.

    از سوی دیگر، نقش نامادری برای خود فرد نیز آسان نیست. او وارد خانواده‌ای می‌شود که پیش از او ساختاری داشته و احساسات و روابط خاص خود را شکل داده است. ایجاد تعادل میان ایفای نقش همسر و مادرخوانده، احترام به خاطرات مادر اصلی، و تلاش برای کسب اعتماد و محبت فرزندان، فرایندی زمان‌بر، حساس و نیازمند صبر است. گاه نامادری‌ها احساس می‌کنند در نقش خود دیده یا درک نمی‌شوند، مخصوصاً اگر از سوی جامعه یا اعضای خانواده با پیش‌داوری مواجه باشند.

    در شرایطی که رابطه میان فرزند و نامادری به‌درستی مدیریت شود، این رابطه می‌تواند منبعی از حمایت عاطفی و استواری باشد. فرزند می‌تواند فردی دیگر در زندگی‌اش داشته باشد که به او اهمیت می‌دهد، و نامادری می‌تواند نقشی مؤثر و پرمعنا ایفا کند، نه‌فقط به‌عنوان همسر پدر، بلکه به‌عنوان یک انسان مراقب، فهمیده و مهربان.

    نامادری نه یک شخصیت منفی از دل قصه‌ها، بلکه یک نقش واقعی در دنیای امروز است که مانند هر رابطه‌ای، با صداقت، گفتگو و مرزهای روشن می‌تواند شکوفا شود. اگر از اسارت کلیشه‌ها رها شویم، می‌توانیم درک عمیق‌تری از این پیوند انسانی پیدا کنیم؛ پیوندی که نه با خون، بلکه با انتخاب و محبت شکل می‌گیرد.

    ارجاع به لغت نامادری

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نامادری» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نامادری

    لغات نزدیک نامادری

    • - نامآل اندیش
    • - نامآل اندیشی
    • - نامادری
    • - نامادی
    • - نامان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.