حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
betrothed
betrothed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
زوج نامزدشده بسیار خوشحال به نظر میرسیدند.
The betrothed couple seemed very happy.
زن نامزدشده انگشتر زیبایی به دست داشت.
The betrothed woman wore a beautiful ring.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نامزدشده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نامزدشده