seeable, viewable, worthy of being looked at
seeable
viewable
worthy of being looked at
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بعداز طوفان، شفق قطبی نگریستنی شد.
After the storm, the aurora became seeable.
پساز بهروزرسانی نرمافزار، ویدئو نگریستنی شد.
The video became viewable after the software update.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نگریستنی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نگریستنی