آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

    والیبال به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / vaalibaal /

    ورزش volleyball

    volleyball

    والیبال, volleyball
    نوعی ورزش با توپ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    ما در ساحل شنی والیبال بازی کردیم.

    We played volleyball on the sand.

    سپک‌تاکرا ترکیبی از فوتبال و والیبال است.

    Sepak takraw is a combination of football and volleyball.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج والیبال

    والیبال به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «والیبال» در زبان انگلیسی به volleyball ترجمه می‌شود.

    والیبال یکی از ورزش‌های گروهی محبوب و پرطرفدار است که در آن دو تیم، هر کدام معمولاً با شش بازیکن، در دو طرف یک تور قرار می‌گیرند و هدفشان عبور توپ از روی تور به زمین حریف است. این بازی به‌دلیل قوانین ساده، نیاز نسبتا کم به تجهیزات پیچیده و امکان انجام در فضاهای مختلف، از ورزش‌های رایج در سطح جهان محسوب می‌شود. والیبال هم به‌صورت داخل سالن و هم در نسخه‌ی ساحلی (Beach Volleyball) انجام می‌شود که هر کدام ویژگی‌ها و جذابیت‌های خاص خود را دارند.

    ریشه‌های والیبال به اواخر قرن نوزدهم در آمریکا برمی‌گردد، جایی که این ورزش برای نخستین بار توسط ویلیام جی. مورگان به عنوان ورزشی میان‌رده بین بسکتبال و تنیس طراحی شد. هدف اولیه ایجاد ورزش والیبال، فراهم کردن فعالیتی بود که هم برای بدن مفید باشد و هم فضای زیادی نیاز نداشته باشد. با گذشت زمان، قوانین والیبال بهبود یافتند و این ورزش به سرعت در سراسر جهان گسترش پیدا کرد. امروزه والیبال جزو ورزش‌های المپیکی است و لیگ‌ها و مسابقات حرفه‌ای متعددی در سطح بین‌المللی برگزار می‌شود.

    والیبال نیازمند هماهنگی تیمی بالا، سرعت واکنش، قدرت پرش، و استقامت جسمانی است. هر بازیکن وظایف مشخصی دارد، از جمله دریافت توپ (Reception)، پاس دادن (Set)، حمله (Attack)، دفاع (Block) و سرویس زدن (Serve). بازی به‌گونه‌ای طراحی شده که هر عضو تیم باید در کنار مهارت‌های فردی، همکاری و همدلی گروهی را نیز به‌خوبی نشان دهد. این ویژگی‌ها والیبال را به ورزشی جذاب برای همه سنین تبدیل کرده است.

    از نظر اجتماعی و فرهنگی، والیبال نقش مهمی در ایجاد روحیه‌ی جمعی، افزایش فعالیت بدنی و تقویت مهارت‌های ارتباطی افراد دارد. در مدارس، دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها، این ورزش به‌عنوان راهی برای ایجاد دوستی، رقابت سالم و پرورش شخصیت شناخته می‌شود. همچنین، والیبال ساحلی به‌دلیل فضای باز و ارتباط نزدیک با طبیعت، طرفداران زیادی دارد و گاهی به عنوان نمادی از سبک زندگی سالم و فعال در فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود.

    والیبال فراتر از یک ورزش ساده، بیانگر ارزش‌هایی چون همکاری، تلاش مستمر، احترام متقابل و روحیه‌ی تیمی است. این ورزش به افراد یاد می‌دهد که چگونه در کنار هم کار کنند، مسئولیت‌پذیری داشته باشند و در مواجهه با چالش‌ها انعطاف‌پذیر و مقاوم باشند. همین ویژگی‌ها والیبال را به گزینه‌ای محبوب و آموزشی برای توسعه فردی و اجتماعی تبدیل کرده است.

    ارجاع به لغت والیبال

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «والیبال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/والیبال

    لغات نزدیک والیبال

    • - واله وار
    • - والی
    • - والیبال
    • - والیدن
    • - والیم
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.