indescribable
indescribable
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قبلاز اعلام، تنش وصفناپذیری در فضا وجود داشت.
There was an indescribable tension in the air before the announcement.
مهربانی وصفناپذیر او قلبهای بسیاری را لمس کرد.
Her indescribable kindness touched the hearts of many.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وصفناپذیر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وصفناپذیر