آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

    پرحرف به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / porharf /

    talkative, talky, garrulous, long-winded, prolix, chatterer, loquacious, chatterbox, gabby, voluble, chatty, mouthy

    talkative

    talky

    garrulous

    long-winded

    prolix

    chatterer

    loquacious

    chatterbox

    gabby

    voluble

    chatty

    mouthy

    حراف، وراج

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    اینقدر پرحرف نباش.

    Don't be so talkative.

    کودک پرحرف همیشه مشتاق بود داستان بگوید.

    The talkative child was always eager to tell stories.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پرحرف

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بگو پرچانه حراف روده دراز وراج
    متضاد:
    کم‌حرف

    سوال‌های رایج پرحرف

    پرحرف به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پرحرف» در زبان انگلیسی به talkative ترجمه می‌شود.

    صفت «پرحرف» به فردی اطلاق می‌شود که تمایل زیادی به صحبت کردن دارد و معمولاً در جمع‌ها یا مکالمات به طول و تفصیل سخن می‌گوید. چنین فردی ممکن است بدون توقف یا با جزئیات زیاد موضوعات مختلف را مطرح کند و گاهی این ویژگی باعث می‌شود که دیگران احساس کنند گفتگو یک‌طرفه و یک‌نواخت شده است. پرحرف بودن می‌تواند هم جنبه‌های مثبت داشته باشد، مانند توانایی در برقراری ارتباط و ایجاد فضای گرم و صمیمی، و هم جنبه‌های منفی، به ویژه اگر شنونده فرصت کافی برای مشارکت نداشته باشد.

    در تعاملات اجتماعی، فرد پرحرف معمولاً می‌تواند به عنوان یک مرکز توجه و محوری در گفتگو ظاهر شود. این افراد با سخنوری خود قادرند ارتباطات گسترده‌تری برقرار کنند و در محیط‌های جمعی حضور فعالی داشته باشند. با این حال، پرحرفی بیش از حد ممکن است باعث خستگی شنوندگان شود و گاهی به دلیل عدم توجه به نیازهای دیگران برای مشارکت، احساس نارضایتی یا خستگی ایجاد نماید. بنابراین، تعادل میان سخن گفتن و شنیدن یکی از مهارت‌های مهم در ارتباطات انسانی است.

    در زمینه‌های حرفه‌ای، پرحرف بودن می‌تواند بسته به موقعیت، مزایا و معایب متفاوتی داشته باشد. برای مثال، در مشاغلی که نیازمند مهارت‌های کلامی، مثل فروش، آموزش یا تبلیغات هستند، توانایی صحبت کردن زیاد و روان می‌تواند مفید و ضروری باشد. اما در محیط‌های کاری که تمرکز بر وظایف خاص و هماهنگی تیمی است، پرحرفی بیش از حد ممکن است باعث کاهش بهره‌وری، حواس‌پرتی و برهم خوردن تمرکز شود.

    از منظر روان‌شناسی، تمایل به پرحرفی می‌تواند به عوامل مختلفی بازگردد؛ مانند شخصیت برون‌گرا، نیاز به دیده شدن، اضطراب اجتماعی که به صورت جبران‌کننده با صحبت زیاد بروز می‌یابد، یا حتی احساس تنهایی و نیاز به برقراری ارتباط عمیق‌تر. شناخت و مدیریت این ویژگی‌ها می‌تواند به بهبود کیفیت روابط فردی و اجتماعی کمک کند و از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری نماید.

    پرحرف بودن بخشی از تنوع رفتاری انسان‌ها است که اگر با آگاهی و احترام به دیگران همراه شود، می‌تواند به گسترش روابط، افزایش همدلی و ایجاد فضای مثبت کمک کند. اما بی‌توجهی به نیازهای شنوندگان و تکرار بی‌وقفه سخنان، ممکن است اثرات معکوس داشته باشد و روابط را تحت تأثیر منفی قرار دهد. آگاهی از زمان و نحوه بیان سخنان، کلید بهره‌مندی مناسب از این ویژگی است.

    ارجاع به لغت پرحرف

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پرحرف» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرحرف

    لغات نزدیک پرحرف

    • - پرحرارت و اشتیاق
    • - پرحرارت و طمطراق
    • - پرحرف
    • - پرحرفانه
    • - پرحرفی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.