آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پررونق به انگلیسی

معنی‌ها

affluent, brisk, buoyant, golden, palmy, prosperous, stirring

affluent

brisk

buoyant

golden

palmy

prosperous

stirring

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

rousing

rousing

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پررونق

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت پررونق

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پررونق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پررونق

لغات نزدیک پررونق

پیشنهاد بهبود معانی