آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۹ خرداد ۱۴۰۴

      کلاه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kolaah /

      hat, cap, headgear, head cover, headpiece, mortarboard, headdress, nightcap, miter, coiffure, chapeau

      hat

      cap

      headgear

      head cover

      headpiece

      mortarboard

      headdress

      nightcap

      miter

      coiffure

      chapeau

      کلاه, hat, cap, headgear, head cover, headpiece, mortarboard, headdress, nightcap, miter, coiffure, chapeau
      پوشش سر، سربند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      کلاه سه‌گوش

      a three-cornered hat

      کلاه و پالتو خود را برداشت و رفت.

      He took his hat and overcoat and left.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      با کلاه یک‌وری

      with his hat atilt

      کلاه بچه

      a baby's cap

      کلاه زنانه با روبان سرخ

      a ladies' hat with a red band

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج کلاه

      کلاه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کلاه» در زبان انگلیسی به hat ترجمه می‌شود.

      کلاه، پوششی است که بر سر قرار می‌گیرد و در طول تاریخ نقش‌های متعددی ایفا کرده است: از محافظت در برابر آفتاب و سرما گرفته تا بیان موقعیت اجتماعی، فرهنگی یا حتی سیاسی. شکل، اندازه، جنس و کاربرد کلاه‌ها با توجه به اقلیم، مد و کارکردهای فرهنگی بسیار متنوع است. در آب‌وهوای سرد، کلاه‌های پشمی و بافتنی برای حفظ گرما رایج‌اند، در حالی که در مناطق گرم، کلاه‌های لبه‌دار مانند پاناما یا کلاه‌های حصیری برای محافظت از صورت و چشم‌ها در برابر آفتاب استفاده می‌شوند.

      فراتر از کاربرد فیزیکی، کلاه همواره در مد و پوشش انسان‌ها نقش مهمی داشته است. در دوره‌هایی خاص، نوع کلاه نشان‌دهنده‌ی جایگاه اجتماعی یا شغلی افراد بوده؛ برای مثال، کلاه‌های بلند مردانه در قرون گذشته نمادی از اشرافیت محسوب می‌شدند. در جوامع مذهبی یا نظامی نیز انواع خاصی از کلاه‌ها نشانه‌ی باورها، سلسله‌مراتب یا احترام به سنت‌ها بوده‌اند. امروزه نیز در بسیاری از مراسم رسمی یا یونیفورم‌های شغلی، کلاه بخشی جدانشدنی از هویت پوششی است.

      کلاه‌ها علاوه بر فرم‌های سنتی، وارد دنیای مد نیز شده‌اند و به‌عنوان اکسسوری نقش مهمی در استایل شخصی ایفا می‌کنند. از کلاه‌های کپ مدرن گرفته تا کلاه‌های فدورا و بیس‌بال، هر کدام می‌توانند بیانگر روحیه و تیپ خاصی از فرد باشند. در عکاسی، فیلم و حتی تبلیغات، استفاده از کلاه می‌تواند حس رمزآلودی، وقار، شوخی یا جسارت را منتقل کند.

      از سوی دیگر، کلاه در زبان و فرهنگ هم کاربردهای استعاری زیادی دارد. اصطلاحاتی مانند «کلاه‌برداری»، «کلاه کسی را برداشتن» یا حتی «کلاه از سر برداشتن به نشانه‌ی احترام» نشان می‌دهد که این شیء ساده چگونه به بخشی از بیان‌های زبانی و نمادین تبدیل شده است.

      ارجاع به لغت کلاه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کلاه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کلاه

      لغات نزدیک کلاه

      • - کلانی
      • - کلاویکورد
      • - کلاه
      • - کلاه آفتابی زنانه
      • - کلاه از سر بر داشتن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.