آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴

    گوشواره به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / ghooshvaare /

    earring

    earring

    زیوری که به گوش آویخته می‌شود

    گوشواره فقط جفتی فروخته می‌شود.

    Earrings are only sold in pairs.

    گوشواره‌ی الماسش را به گوش آویخت.

    She put on her diamond earing.

    اسم
    فونتیک فارسی / gooshvaare /

    side-room

    side-room

    اتاق کوچک که در دو جانب ساختمان قرار دارد

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    گوشواره پر از کتاب و مصنوعات دست‌ساز بود.

    The side-room was filled with books and artifacts.

    اثاثه‌ی گوشواره

    furniture of the side-room

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج گوشواره

    گوشواره به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «گوشواره» در زبان انگلیسی به earring ترجمه می‌شود.

    گوشواره یکی از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین زیورآلاتی است که انسان‌ها از دیرباز برای زینت‌بخشیدن به ظاهر خود از آن استفاده کرده‌اند. استفاده از گوشواره در تمدن‌های باستانی مانند مصر، یونان، هند، و ایران سابقه‌ای چند هزار ساله دارد. این زیور عمدتاً از طریق سوراخ‌کردن نرمه‌ی گوش به بدن متصل می‌شود، اما در انواع مدرن‌تر، گوشواره‌هایی با کلیپس یا آهنربا نیز برای کسانی که گوش سوراخ نکرده‌اند، طراحی شده‌اند. گوشواره‌ها از نظر جنس، طرح، اندازه و کاربرد تنوع بالایی دارند و از فلزات گران‌بها مثل طلا، نقره، پلاتین تا مواد ارزان‌تری چون چوب، سنگ، شیشه و حتی پارچه ساخته می‌شوند.

    نقش گوشواره فقط به زیبایی محدود نمی‌شود؛ در بسیاری از فرهنگ‌ها، این زیور نقشی نمادین و آیینی داشته است. در برخی جوامع گوشواره نشانه‌ی بلوغ یا ورود به یک مرحله‌ی جدید از زندگی بوده، در برخی فرهنگ‌ها نشانی از تعلق طبقاتی یا قبیله‌ای به شمار می‌رفته و گاهی حتی جنبه‌های محافظتی داشته؛ به‌طور مثال، در گذشته باور بر این بود که گوشواره از ورود ارواح پلید به بدن جلوگیری می‌کند. در آیین‌ها و مراسم مختلف، گوشواره می‌تواند هدیه‌ای ارزشمند یا بخشی از جهیزیه‌ی عروس باشد.

    در دنیای مدرن، گوشواره یکی از عناصر مهم در صنعت مد و استایل شخصی محسوب می‌شود. افراد بسته به سبک لباس، فرم صورت، موقعیت اجتماعی یا حتی حال‌وهوای روحی خود نوع خاصی از گوشواره را انتخاب می‌کنند. گوشواره‌های میخی، حلقه‌ای، آویزان، مینیمال یا هنری، هرکدام طرفداران خاص خود را دارند. استفاده از گوشواره تنها به زنان محدود نیست؛ مردان نیز در بسیاری از جوامع به دلایل زیبایی‌شناختی، فرهنگی یا حتی اعتراض‌آمیز از گوشواره استفاده می‌کنند.

    در ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی، گوشواره گاهی نماد زنانگی، رازآلودگی یا حتی قدرت است. از نقاشی معروف «دختری با گوشواره مروارید» اثر ورمیر گرفته تا فیلم‌هایی که از گوشواره به‌عنوان نماد یک راز، یک عشق پنهان یا یک هویت خاص استفاده می‌کنند، می‌توان دید که این زیور کوچک تا چه حد می‌تواند حامل معنایی عمیق و چندلایه باشد.

    ارجاع به لغت گوشواره

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «گوشواره» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/گوشواره

    لغات نزدیک گوشواره

    • - گوشمالی شدید
    • - گوشمالی شدید دادن
    • - گوشواره
    • - گوشوان
    • - گوشه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.