another, another one, one other
another
another one
one other
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ساختن آن جاده یکی دیگر از کارهای عبث آنهاست.
Building that road is another one of their boondoggles.
اگرچه پیشرفتهای تکنولوژیکی بسیاری از فرآیندهای صنعتی را ساده کرده است، اما یکی دیگر از چالشهای مهم در مدیریت زبالههای الکترونیکی ناشی از آن باقی مانده است.
Although technological advancements have streamlined many industrial processes, one other significant challenge remains in managing the resulting electronic waste.
او یکی دیگر از آن کلاهبردارها است.
He is another one of those charlatans.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «یکی دیگر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/یکی دیگر