اقتصاد ریاضی کامپیوتر الگوریتم (مجموعهای متناهی از دستورالعملها که به ترتیب خاصی اجرا میشوند و مسئلهای را حل میکنند)
شکل کامل: algorithm
همچنین در حالت جمع میتوان از algos استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
We improved the algo to run faster.
ما الگوریتم را طوری بهبود دادیم که سریعتر اجرا شود.
This search algo finds the shortest path.
این الگوریتم جستجو کوتاهترین مسیر را پیدا میکند.
A good algo should be both correct and efficient.
الگوریتم خوب باید هم صحیح و هم کارآمد باشد.
ریاضی جبر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She solved the algo problem in just a few minutes.
او مسئلهی جبری را ظرف چند دقیقه حل کرد.
The algo formula gives the relationship between the variables.
فرمول جبری رابطهی بین متغیرها را نشان میدهد.
Algo is a branch of mathematics that deals with symbols and the rules for manipulating those symbols.
جبر شاخهای از ریاضیات است که با نمادها و قواعد دستکاری آن نمادها سروکار دارد.
روانشناسی سلامت روان دردهراسی
شکل کامل: algophobia
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
Her algophobia kept her from getting a necessary vaccination.
دردهراسی او مانع شد که واکسن ضروری را تزریق کند.
The dentist was patient with his algophobic patient, explaining each step to reduce anxiety.
دندانپزشک با بیمار مبتلا به دردهراسی صبور بود و هر مرحله را توضیح داد تا اضطراب او کاهش یابد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «algo» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/algo