آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مهر ۱۴۰۴

    Arctic Circle

    American: ˌɑ:ktɪkˈsɜːrkl̩ British: ˌɑ:ktɪkˈsɜːkl̩

    معنی arctic circle

    noun phrase

    (جع.) مدار قطب شمال

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج arctic circle

    معنی arctic circle به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «Arctic Circle» در زبان فارسی به «مدار قطب شمال» ترجمه می‌شود.

    این اصطلاح به یکی از پنج مدار اصلی زمین اشاره دارد که عرض جغرافیایی آن حدود ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه‌ی شمالی است و منطقه‌ای در شمال کره‌ی زمین را مشخص می‌کند. دایره‌ی قطب شمال مرز تقریبی مناطق قطبی است که در طول سال شاهد پدیده‌های طبیعی خاصی مانند شب و روز قطبی (Polar Night و Midnight Sun) هستند. این منطقه به دلیل شرایط آب‌وهوایی سرد، یخ‌های گسترده و زیستگاه‌های منحصر به فرد، اهمیت علمی و جغرافیایی ویژه‌ای دارد.

    از منظر جغرافیایی، «Arctic Circle» مرزی است که داخل آن، در یک روز از سال، خورشید به طور کامل غروب نمی‌کند و در روز دیگر، به طور کامل طلوع نمی‌کند. این پدیده‌ها که به شب و روز قطبی معروف‌اند، ناشی از محور چرخش زمین و زاویه تابش خورشید هستند. در واقع، دایره‌ی قطب شمال نشان‌دهنده‌ی منطقه‌ای است که تأثیرات مستقیم تابش خورشید بر طول روز و شب، بسیار شدید و متفاوت با مناطق دیگر کره‌ی زمین است. این ویژگی‌ها شرایط زندگی انسان‌ها، حیوانات و گیاهان را در این منطقه به شکل منحصر به فردی شکل می‌دهد.

    از نظر زیست‌محیطی، مناطق درون «Arctic Circle» شامل اکوسیستم‌های حساس و منحصر به فردی هستند که میزبان گونه‌های حیوانی خاص مانند خرس‌های قطبی، فوک‌ها و پرندگان مهاجر هستند. یخ‌های شناور و دریایی این منطقه نقش مهمی در تعادل اقلیمی زمین دارند و تغییرات در این منطقه، مانند ذوب شدن یخ‌ها، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای کل سیاره داشته باشد. پژوهشگران علوم زمین و محیط زیست توجه ویژه‌ای به این منطقه دارند، زیرا تغییرات در دایره‌ی قطب شمال می‌تواند شاخص مهمی برای تغییرات اقلیمی جهانی باشد.

    در سطح انسانی، مناطق اطراف «Arctic Circle» محل زندگی جوامع بومی مانند سامی‌ها و اینویت‌ها است. این مردم با شرایط سخت آب‌وهوایی سازگار شده و سبک زندگی، فرهنگ و اقتصاد خود را حول شکار، ماهی‌گیری و استفاده از منابع طبیعی منطقه شکل داده‌اند. این جوامع، نمونه‌ای از همزیستی انسانی با محیط‌های شدید و محدود طبیعی هستند که دانش و مهارت‌های بومی آن‌ها برای درک و مدیریت اکوسیستم‌های قطبی حیاتی است.

    از منظر علمی و گردشگری، «Arctic Circle» جذابیت‌های ویژه‌ای دارد. گردشگران بسیاری برای مشاهده‌ی شفق قطبی، یخ‌های طبیعی و مناظر بی‌نظیر قطبی به این منطقه سفر می‌کنند. همچنین، تحقیقات علمی در زمینه تغییرات اقلیمی، اکولوژی و زمین‌شناسی در این منطقه انجام می‌شود. «Arctic Circle» نه تنها یک خط جغرافیایی است، بلکه نمادی از تنوع زیستی، زیبایی طبیعی و اهمیت جهانی برای مطالعات محیط زیست و زندگی انسانی محسوب می‌شود.

    ارجاع به لغت arctic circle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «arctic circle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/arctic circle

    لغات نزدیک arctic circle

    • - arctic archipelago
    • - arctic char
    • - arctic circle
    • - arctic fox
    • - arctic ocean
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.