Baboon

bəˈbuːn bəˈbuːn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    جانورشناسی بابون، انتر دم‌کوتاه (نوعی میمون که بومی آفریقا و جنوب غرب آسیاست)
    • - The baboon's loud screeches echoed through the forest.
    • - جیغ‌های بلند بابون در جنگل طنین‌انداز شد.
    • - A group of baboons gathered near the waterhole.
    • - گروهی از بابون‌ها نزدیک چاله‌ی آب جمع شدند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد baboon

  1. noun
    Synonyms: chacma, ape, mandrill, monkey

ارجاع به لغت baboon

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «baboon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/baboon

لغات نزدیک baboon

پیشنهاد بهبود معانی