دیر رسیدن یا دیر انجام دادن کاری نسبت به زمان برنامهریزی شده یا مورد انتظار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Sorry, I’m running late for the meeting because of heavy traffic.
ببخشید، به خاطر ترافیک سنگین دارم دیر میرسم به جلسه.
She called to say she was running late and would arrive in 10 minutes.
او تماس گرفت و گفت که دیر میرسد و ظرف ۱۰ دقیقه خواهد رسید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «be running late» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/be-running-late