امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Become Depressed

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
افسرده شدن (afsorde shodan) link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- She became depressed after losing her job.
- او بعد از از دست دادن شغلش افسرده شد.
- It's easy to become depressed in the winter.
- افسرده شدن در زمستان آسان است.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت become depressed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «become depressed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/become-depressed

لغات نزدیک become depressed

پیشنهاد بهبود معانی