امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Bluebottle

ˈbluːˌbɑːt̬l ˈbluːˌbɒtl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    گل تکمه، نوعی مگس ،بی‌رنگ، خرمگس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد bluebottle

  1. noun An annual Eurasian plant cultivated in North America having showy heads of blue or purple or pink or white flowers
    Synonyms: cornflower, bachelors-button, centaurea-cyanus
  2. noun Blowfly with iridescent blue body; makes a loud buzzing noise in flight
    Synonyms: Calliphora vicina

ارجاع به لغت bluebottle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bluebottle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bluebottle

لغات نزدیک bluebottle

پیشنهاد بهبود معانی