آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مهر ۱۴۰۴

      Brickie

      ˈbrɪki ˈbɹɪki

      معنی brickie | جمله با brickie

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی آجرچین (شخص)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The brickie worked tirelessly under the scorching sun.

      آجرچین زیر آفتاب سوزان بی‌وقفه کار می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج brickie

      معنی brickie به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی “brickie” در زبان فارسی به «آجرکار»، «آجرچین»، یا «کارگر ساختمانی که آجرچینی می‌کند» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فردی اشاره دارد که در ساخت و ساز به‌ویژه در کار با آجر، ملات و سنگ مهارت دارد و مسئول ایجاد دیوارها، بناها و سازه‌های آجری است.

      Brickie نقش مهمی در صنعت ساختمان دارد، زیرا کیفیت و استحکام بناهای آجری به مهارت و دقت او وابسته است. او باید توانایی اندازه‌گیری دقیق، رعایت تراز و هم‌تراز کردن آجرها و همچنین اعمال ملات به شکل صحیح را داشته باشد. این مهارت‌ها باعث می‌شوند سازه‌ها پایدار و مقاوم در برابر فشار و عوامل محیطی باشند.

      در ساختمان‌های مسکونی، تجاری و صنعتی، حضور یک brickie ماهر باعث تسریع روند ساخت و افزایش کیفیت نهایی می‌شود. آجرکاری صحیح نه تنها استحکام سازه را تضمین می‌کند، بلکه به زیبایی و نظم بصری بنا نیز کمک می‌کند. دیوارهای آجری دقیق و منظم، جلوه‌ای زیبا و حس امنیت را منتقل می‌کنند که نتیجه‌ی مهارت یک brickie حرفه‌ای است.

      از نظر تاریخی، حرفه brickie سابقه‌ای طولانی دارد و در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع، کارگران آجرکار به عنوان پایه‌گذاران بناهای ماندگار شناخته می‌شوند. از ساخت قلعه‌ها و معابد گرفته تا ساختمان‌های مدرن شهری، نقش brickie همیشه کلیدی بوده است و آثارشان هنوز هم نمونه‌ای از دقت و مهارت فنی و هنری به شمار می‌رود.

      در آموزش و توسعه حرفه‌ای، brickie باید با انواع آجر، ملات، تکنیک‌های نوین ساخت و ابزارهای مرتبط آشنا باشد. علاوه بر مهارت‌های فنی، صبر، دقت و توان بدنی نیز برای انجام این کار ضروری است. اهمیت این حرفه به گونه‌ای است که بدون حضور کارگران ماهر مانند brickie، پیشرفت صنعت ساختمان و تولید سازه‌های ایمن و زیبا امکان‌پذیر نخواهد بود.

      ارجاع به لغت brickie

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «brickie» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/brickie

      لغات نزدیک brickie

      • - brick-burner
      • - brickbat
      • - brickie
      • - bricklayer
      • - brickle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.