(good) omen, fortune, prognostic, augury, augur, portent, presage
omen
fortune
prognostic
augury
augur
portent
presage
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رسیدن صبحگاهی پرنده شگون روزی پرکار بود.
The bird’s arrival was an omen of the day’s productivity.
شگون او در زندگی در درجهی اول به انتخابهای او بستگی دارد.
Her fortune in life depends largely on the choices she makes.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شگون» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شگون