آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ دی ۱۴۰۴

      Treadmill

      ˈtredˌmɪl ˈtredˌmɪl

      معنی treadmill | جمله با treadmill

      noun singular

      روال خسته‌کننده، کار یکنواخت

      The endless meetings made my job feel like a never-ending treadmill.

      جلسات بی‌پایان باعث شد که کار من به‌مثابه‌ی روال خسته‌کننده‌ی بی‌پایان باشد.

      I can't stand the treadmill of everyday life.

      نمی‌توانم کار یکنواخت زندگی روزمره‌ی را تحمل کنم.

      noun countable

      بدنسازی ورزش تردمیل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی بدنسازی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      My doctor recommended using a treadmill to improve my cardiovascular health.

      دکترم استفاده از تردمیل را برای بهبود سلامت قلب‌وعروقم توصیه کرد.

      She spends an hour each day running on the treadmill.

      او هر روز یک ساعت را صرف دویدن روی تردمیل می‌کند.

      noun countable

      چرخ پله‌دار (برای مجازات زندانی که در گذشته از آن استفاده می‌شد)

      The prisoners were forced to walk on the treadmill as punishment.

      زندانیان به عنوان تنبیه مجبور شدند روی چرخ پله‌دار راه بروند.

      The prisoners were forced to use the treadmill as a form of punishment.

      زندانیان مجبور به استفاده از چرخ پله‌دار به عنوان نوعی تنبیه شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد treadmill

      1. noun a mill that is powered by men or animals walking on a circular belt or climbing steps
        Synonyms:
        treadwheel tread-wheel
      1. noun a job involving drudgery and confinement
        Synonyms:
        salt-mine
      1. noun a habitual, laborious, often tiresome course of action
        Synonyms:
        routine rut grind groove

      ارجاع به لغت treadmill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «treadmill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/treadmill

      لغات نزدیک treadmill

      • - treader
      • - treadle
      • - treadmill
      • - treas
      • - treason
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.