گذشتهی ساده:
brimmed overشکل سوم:
brimmed overسومشخص مفرد:
brims overوجه وصفی حال:
brimming overلبریز شدن، سرازیر شدن، سرزیر شدن، پراپر شدن، سر رفتن، سرشار شدن
The small pond would often brim over after a heavy rainfall, flooding the nearby path.
برکهی کوچک اغلب پساز بارندگی شدید لبریز میشد و مسیر نزدیک را آب میگرفت.
The reservoir's capacity was severely tested during the monsoon season, causing it to brim over and necessitate controlled releases.
ظرفیت مخزن در طول فصل موسمی بهشدت مورد آزمایش قرار گرفت و باعث سرزیر شدن آن و لزوم آزادسازی کنترلشده شد.
سرشار بودن، لبریز بودن (احساسات یا ایدهها)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the challenges, the community's response to the disaster continued to brim over with resilience and mutual support.
باوجود چالشها، واکنش جامعه به فاجعه همچنان سرشار از تابآوری و حمایت متقابل بود.
The architect's innovative design proposal for sustainable urban development was noted to brim over with creative solutions to environmental challenges.
طرح پیشنهادی نوآورانهی معمار برای توسعهی پایدار شهری، سرشار از راه حلهای خلاقانه برای چالشهای زیستمحیطی بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «brim over» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/brim-over