Brimful معنی

  • Adjective
    لبریز
    • - The glass was brimful of milk.
    • - لیوان از شیر لبریز بود.
    • - The letter was brimful of complaints and threats.
    • - نامه پر بود از شکوه و تهدید.
    • - with a heart brimful of love
    • - با قلبی سرشار از عشق
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈbrɪmfʊl
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈbrɪmfʊl

مترادف و متضاد brimful

لغات نزدیک brimful