Brimstone

ˈbrɪmstoʊn ˈbrɪmstəʊn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    brimstones

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    گوگرد
    • - She was all fire and brimstone.
    • - او زنی شهرآشوب بود. (زنی آتشی‌مزاج و زود‌خشم بود)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد brimstone

  1. noun An old name for sulfur
    Synonyms: native sulfur, native sulphur

ارجاع به لغت brimstone

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «brimstone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/brimstone

لغات نزدیک brimstone

پیشنهاد بهبود معانی