آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲

    Calling Card

    ˈkɑːlɪŋ ˌkɑːrd ˈkɑːlɪŋ ˌkɑːrd ˈkɔːlɪŋ ˌkɑːd ˈkɔːlɪŋ ˌkɑːd

    معنی calling card | جمله با calling card

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی کارت تلفن

    The detective found a calling card at the crime scene, suggesting the identity of the culprit.

    کارآگاه در محل جنایت کارت تلفنی پیدا کرد که نشان‌دهنده‌ی هویت مجرم بود.

    She lost her calling card while traveling abroad.

    او هنگام سفر به خارج‌ از کشور کارت تلفن خود را گم کرد.

    noun countable

    قدیمی نشان شناسایی (نشان یا گواهی از اینکه کسی یا چیزی در جایی حضور دارد یا حضور داشته است)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    I always carry my calling card with me in case I meet someone important.

    من همیشه نشان شناسایی‌ام را درصورت ملاقات با شخصی مهم همراه خود دارم.

    I left my calling card on the table so they would know I had been there.

    نشان شناسایی‌ام را روی میز گذاشتم تا بدانند من آنجا بوده‌ام.

    noun countable

    نشان (چیزی که معرّف ویژگی یک فرد است)

    Her quick wit and clever jokes were her calling card at every party.

    بذله‌گویی سرزنده و شوخی‌های زیرکانه‌‌اش نشان او در هر مهمانی بود.

    The artist's use of vibrant colors became her calling card, recognized in every piece she created.

    استفاده‌ی این هنرمند از رنگ‌های پرجنب‌وجوش تبدیل به نشان او شد که در هر اثری که خلق می‌کرد به رسمیت شناخته می‌شد.

    noun countable

    کارت ویزیت

    He exchanged calling cards with the other businessmen at the conference.

    او در این کنفرانس با سایر بازرگانان کارت ویزیت ردوبدل کرد.

    She handed me her calling card as we said goodbye.

    هنگام خداحافظی، کارت ویزیتش را به من داد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت calling card

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «calling card» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/calling-card

    لغات نزدیک calling card

    • - calligraphy
    • - calling
    • - calling card
    • - calling program
    • - calling sequence
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.