ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Calligraphy

kəˈlɪɡrəfi kəˈlɪɡrəfi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    هنر خوش‌نویسی، خطاطی
    • - The artist's calligraphy was so beautiful that it looked like a work of art.
    • - خوش‌نویسی هنرمند آنقدر زیبا بود که شبیه یک اثر هنری بود.
    • - an exhibition of Farsi calligraphy
    • - نمایشگاه خطاطی فارسی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد calligraphy

  1. noun Beautiful handwriting
    Synonyms: penmanship, graphanalysis, chirography

ارجاع به لغت calligraphy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «calligraphy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/calligraphy

لغات نزدیک calligraphy

پیشنهاد بهبود معانی