با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Comprehensibility

ˌkɑːmpriˌhensəˈbɪləti ˌkɒmprɪˌhensəˈbɪlɪti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
قابلیت درک

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد comprehensibility

  1. noun The quality of comprehensible language or thought
    Synonyms: understandability
    Antonyms: incomprehensibility

ارجاع به لغت comprehensibility

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «comprehensibility» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/comprehensibility

لغات نزدیک comprehensibility

پیشنهاد بهبود معانی