آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Deep-set

ˈdiːpˈset ˈdiːpˈset diːpset

معنی deep-set | جمله با deep-set

adjective

(واقع در گودی) گود، فرو رفته

deep-set eyes

چشمان تو (یا گود)

adjective

محکم، برجا، استوار، ژرف بنیاد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deep-set

  1. having a sunken area
    Synonyms:
    sunken recessed hollow-eyed

ارجاع به لغت deep-set

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «deep-set» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deep-set

لغات نزدیک deep-set

پیشنهاد بهبود معانی