حرفش را نزن، این حرفها چیه، خواهش میکنم، قابلی ندارد، نفرمایید
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't mention it — I'm happy to help.
خواهش میکنم، خوشحالم که کمکت کردم.
After fixing the computer, he said, 'Don't mention it; it was a simple problem.'
بعداز اینکه کامپیوتر را تعمیر کرد، گفت: «قابلی ندارد؛ مشکل سادهای بود.»
When she thanked him for the ride, he replied, 'Don't mention it.'
وقتی او بابت بردن با ماشین از او تشکر کرد، او پاسخ داد: «این حرفها چیه.»
Don't mention it — helping family is the least I can do.
نفرمایید! کمک به خانواده کمترین کاری است که میتوانم انجام دهم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «don't mention it» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dont-mention-it