سراشیبی، سرازیری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The car picked up speed as it went downslope.
ماشین هنگام پایین آمدن از سراشیبی سرعت گرفت.
Be careful on the icy downslope.
در سرازیری یخبسته محتاط باش.
We planted trees on the downslope to prevent erosion.
برای جلوگیری از فرسایش، در سراشیبی درخت کاشتیم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «downslope» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/downslope