با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Downside

ˈdaʊnsaɪd ˈdaʊnsaɪd
آخرین به‌روزرسانی:
  • countable uncountable noun
    عیب، نقطه‌ضعف، نقطه‌ی منفی، جنبه‌ی منفی، روی بد سکه، بعد منفی
    • - One downside of traveling alone is feeling lonely at times.
    • - یکی‌ از معایب تنها سفرکردن این است که گاهی‌اوقات احساس تنهایی می‌کنید.
    • - The downside of eating too much junk food is weight gain.
    • - بعد منفی مصرف زیاد غذاهای ناسالم، افزایش وزن است.
    • - One downside of living in a big city is the high cost of living.
    • - یکی از جنبه‌های منفی زندگی در شهر بزرگ، هزینه‌ی بالای زندگی است.
  • uncountable noun
    اقتصاد کسادی، کاهش قیمت، زیان، روند نزولی قیمت
    • - The price of gold is on the downside.
    • - قیمت طلا روبه‌کاهش است.
    • - The downside of the stock market was evident as prices continued to drop.
    • - با ادامه‌ی کاهش قیمت‌ها، روند نزولی بازار سهام مشهود بود.
  • noun
    بخش زیرین، قسمت پایین، زیر، پایین
    • - a wooden shelf with five hooks on the downside
    • - طاقچه‌ی چوبی با پنج قلاب در زیر آن
    • - They lived in the downside of house.
    • - آن‌ها در پایین خانه زندگی می‌کردند.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد downside

  1. noun a negative aspect of a situation
    Synonyms: defect, disadvantage, drawback, fault, flaw, inconvenience, minus, problem, trouble

ارجاع به لغت downside

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «downside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/downside

لغات نزدیک downside

پیشنهاد و بهبود معانی