آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

      Entered

      سوم‌شخص مفرد:

      enters

      وجه وصفی حال:

      entering

      معنی entered | جمله با entered

      adjective A2

      واردشده

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      the entered position

      موقعیت‌ واردشده

      The JAX-9A stores all the entered programs and returns to the normal reception status.

      JAX-9A همه‌ی برنامه‌های واردشده را ذخیره می‌کند و به وضعیت دریافت عادی باز می‌گرداند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entered

      1. adjective filed
        Synonyms:
        recorded listed posted enrolled

      سوال‌های رایج entered

      معنی entered به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Entered» در زبان فارسی به «وارد شده» یا «ورود کرده» ترجمه می‌شود.

      این واژه شکل گذشته‌ی فعل «enter» است که به معنی «وارد شدن» به جایی یا وضعیتی است. وقتی گفته می‌شود کسی «entered» جایی، یعنی آن فرد به آن مکان یا عرصه وارد شده است. این کلمه در زبان انگلیسی بسیار کاربردی و متنوع است و می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی مثل ورود به یک اتاق، شرکت در یک مسابقه، شروع به کار در یک حوزه یا ثبت اطلاعات به کار رود.

      در زندگی روزمره، واژه‌ی «entered» نشان‌دهنده‌ی حرکت یا انتقال به مکانی جدید است. برای مثال، وقتی کسی وارد یک ساختمان می‌شود، گفته می‌شود که «entered the building». این ورود می‌تواند فیزیکی باشد یا به صورت مجازی، مانند ورود به یک وب‌سایت یا حساب کاربری. بنابراین، این کلمه بیانگر آغاز حضور یا شروع فعالیت در محیط یا موقعیتی تازه است.

      در زمینه‌های رسمی و کاری، «entered» همچنین می‌تواند به معنای ثبت اطلاعات باشد. مثلاً در بانک‌ها یا دفاتر، وقتی اطلاعات مشتری وارد سیستم می‌شود، گفته می‌شود که داده‌ها «entered» شده‌اند. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه‌ی «entered» نه فقط محدود به حرکت فیزیکی است بلکه به فرآیند وارد کردن داده یا اطلاعات نیز اطلاق می‌شود.

      در ادبیات و داستان‌ها، ورود شخصیت‌ها به مکان‌های جدید یا شرایط تازه با کلمه‌ی «entered» توصیف می‌شود که به ایجاد تغییر در روایت کمک می‌کند. این واژه اغلب نشان‌دهنده‌ی شروع مرحله‌ای جدید یا تغییر در فضای داستان است که می‌تواند تأثیرات مهمی بر روند داستان داشته باشد.

      «entered» کلمه‌ای است که مفهوم حرکت، آغاز و ورود را منتقل می‌کند و در زمینه‌های مختلف روزمره، کاری، دیجیتال و ادبی کاربرد دارد. این واژه بخشی از زندگی روزمره ما است که نشان‌دهنده‌ی تغییر مکان یا شروع فعالیت جدیدی است.

      وجه وصفی حال entered چی میشه؟

      وجه وصفی حال entered در زبان انگلیسی entering است.

      سوم‌شخص مفرد entered چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد entered در زبان انگلیسی enters است.

      ارجاع به لغت entered

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «entered» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/entered

      لغات نزدیک entered

      • - Enter your PIN
      • - enteral
      • - entered
      • - enteric
      • - enteritis
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.