Fall Into A Coma

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
به کما رفتن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- He fell into a coma after the accident.
- او پس از تصادف به کما رفت.
- The illness caused her to fall into a coma.
- این بیماری باعث شد که او به کما برود.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت fall into a coma

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fall into a coma» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fall-into-a-coma

لغات نزدیک fall into a coma

پیشنهاد بهبود معانی