آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۴

    Ferrimagnetic

    معنی ferrimagnetic

    adjective

    دارای خاصیت مغناطیسی ضعیف ولی دائم (مانند ferrite magnetite)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج ferrimagnetic

    معنی ferrimagnetic به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «ferrimagnetic» در زبان انگلیسی به معنی «فری‌مغناطیسی» به کار می‌رود؛ واژه‌ای تخصصی در فیزیک و علم مواد که به نوعی از رفتار مغناطیسی اشاره دارد که در آن گشتاورهای مغناطیسی اتم‌ها یا یون‌ها در جهت‌های مخالف قرار می‌گیرند، اما مقدارشان برابر نیست و در نتیجه یک میدان مغناطیسی خالص ایجاد می‌شود.

    واژه‌ی ferrimagnetic برای توصیف موادی استفاده می‌شود که ساختار مغناطیسی آن‌ها حالت بینابینی میان فرومغناطیس و آنتی‌فرومغناطیس دارد. در این مواد، بخش‌هایی از ساختار اتمی یا یونی در جهت‌های مخالف هم آرایش می‌یابند، اما از آنجا که شدت گشتاور مغناطیسی آن‌ها یکسان نیست، یک نیروی مغناطیسی کلی در ماده باقی می‌ماند. این ویژگی موجب می‌شود ferrimagnetic یکی از رفتارهای مهم در دسته‌بندی پدیده‌های مغناطیسی باشد.

    یکی از مثال‌های مشهور مواد فری‌مغناطیسی، خانواده‌ی «فریت‌ها» است؛ موادی که در علوم الکترونیک، مخابرات و فناوری‌های ذخیره‌سازی داده کاربرد گسترده دارند. ساختار بلوری این مواد به گونه‌ای است که یون‌های موجود در آن در چند زیرشبکه‌ی متفاوت قرار می‌گیرند و با ایجاد آرایش‌های مخالف، حالت فری‌مغناطیسی شکل می‌گیرد. این ساختار پیچیده، امکان کنترل ویژگی‌های مغناطیسی را فراهم کرده و زمینه‌ساز استفاده از این مواد در صنایع مختلف شده است.

    یکی از ویژگی‌های مهم مواد ferrimagnetic، وابستگی رفتار آن‌ها به دما است. این مواد معمولاً دارای دمایی به نام «دمای کوری» هستند که در آن، نظم مغناطیسی داخلی‌شان از بین می‌رود و تبدیل به ماده‌ای پارامغناطیس می‌شوند. شناخت این دما برای طراحی ابزارهای الکترونیکی و مغناطیسی اهمیت بالایی دارد، زیرا تغییر دما می‌تواند عملکرد ماده را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

    مواد فری‌مغناطیسی به دلیل مقاومت الکتریکی بالا، تلفات انرژی کمتر و قابلیت کار در فرکانس‌های بالا، در ساخت هسته‌های ترانسفورماتورهای فرکانس بالا، سلف‌ها، آنتن‌ها و فیلترهای الکترونیکی نقش کلیدی دارند. این کاربردهای گسترده نشان می‌دهد که واژه‌ی ferrimagnetic صرفاً یک اصطلاح علمی نیست؛ بلکه به دسته‌ای از مواد اشاره دارد که در فناوری‌های پیشرفته نقش اساسی ایفا می‌کنند. قابلیت تنظیم ترکیب شیمیایی این مواد نیز باعث شده است بتوان ویژگی‌های مغناطیسی آن‌ها را برای کاربردهای خاص بهینه کرد.

    از منظر علمی، رفتار ferrimagnetic نمونه‌ای برجسته از تأثیر آرایش اتمی بر ویژگی‌های مغناطیسی است. این پدیده نشان می‌دهد که حتی تغییرات بسیار ظریف در چیدمان اتم‌ها و یون‌ها می‌تواند خواص مغناطیسی ماده را به‌طور کامل دگرگون کند. در تحقیقات مربوط به مواد نو، نانوذرات و فناوری‌های ذخیره‌سازی اطلاعات، شناخت دقیق رفتار فری‌مغناطیسی نقش بنیادی دارد. این واژه بیانگر پدیده‌ای پیچیده و کاربردی است که پلی میان علم نظری و فناوری‌های صنعتی ایجاد می‌کند.

    ارجاع به لغت ferrimagnetic

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ferrimagnetic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ferrimagnetic

    لغات نزدیک ferrimagnetic

    • - ferricyanide
    • - ferriferous
    • - ferrimagnetic
    • - ferris wheel
    • - ferrite
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.