شکل جمع:
film starsدر انگلیسی آمریکایی از movie star استفاده میشود.
انگلیسی بریتانیایی سینما و تئاتر هنر ستارهی سینما، بازیگر مشهور
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The film star attended the premiere of her latest movie.
ستارهی سینما در اکران اولین فیلم جدیدش حضور یافت.
He has always wanted to be a film star since he was a child.
او از کودکی همیشه میخواست بازیگر مشهوری شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «film star» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/film-star