به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Foxhound

ˈfɑːkshaʊnd ˈfɒkshaʊnd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    جانورشناسی سگ شکاری، سگ مخصوص شکار روباه
    • - I heard the distant howl of a foxhound in the distance.
    • - صدای فریاد یک سگ شکاری را از دور شنیدم.
    • - The foxhound sniffed the forest floor, searching for its prey.
    • - سگ شکاری کف جنگل را بو می‌کشید و به‌دنبال طعمه‌ی خود می‌گشت.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت foxhound

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «foxhound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/foxhound

لغات نزدیک foxhound

پیشنهاد بهبود معانی