فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Foxhole

ˈfɑːkshoʊl ˈfɒkshəʊl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    (نظامی) سنگر به‌زانو، سوراخ روباه
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد foxhole

  1. noun A small dugout with a pit for individual shelter against enemy fire
    Synonyms: fox-hole

ارجاع به لغت foxhole

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «foxhole» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/foxhole

لغات نزدیک foxhole

پیشنهاد بهبود معانی