Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

      Gaff

      ɡæf ɡæf

      گذشته‌ی ساده:

      gaffed

      سوم‌شخص مفرد:

      gaffs

      وجه وصفی حال:

      gaffing

      معنی gaff | جمله با gaff

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی خانه

      I left my phone charger at your gaff.

      شارژر تلفنم را در خانه‌ی شما جا گذاشتم.

      He invited me over to his gaff for a game night.

      او من را برای یک شب بازی به خانه‌اش دعوت کرد.

      noun countable

      قلاب ماهیگیری، نیزه‌ی ماهیگیری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      I dropped my gaff into the deep water while trying to catch a big tuna.

      درحالی‌که سعی می‌کردم ماهی تن بزرگی را بگیرم، قلاب ماهیگیری‌ام را در آب عمیق انداختم.

      He carefully positioned the gaff beneath the struggling marlin to secure his catch.

      او بادقت قلاب ماهیگیری را زیر نیزه‌ماهی درحال تقلا قرار داد تا صید خود را حفظ کند.

      noun countable

      میله‌ی پرچم

      The sailors carefully hoisted the gaff to attach the sail.

      ملوانان با احتیاط میله‎ی پرچم را بلند کردند تا بادبان را وصل کنند.

      Without proper maintenance, the wooden gaff can rot over time.

      بدون نگهداری مناسب، میله‌ی چوبی پرچم می‌تواند به‌مرور زمان پوسیده شود.

      noun countable

      گاف، اشتباه، سوتی

      The journalist's spelling mistake in the headline was considered a significant media gaff.

      اشتباه املایی این روزنامه‌نگار در عنوان سرصفحه یک گاف رسانه‌ای قابل‌توجه تلقی شد.

      The comedian's gaff during the show had the entire audience laughing hysterically.

      سوتی کمدین در طول نمایش باعث شد که تمام تماشاگران به‌صورت هیستریک بخندند.

      verb - transitive

      گرفتن (مخصوصاً با قلاب)

      The fisherman deftly gaffed the large marlin.

      ماهیگیر ماهرانه نیزه‌ماهی بزرگ را با قلاب گرفت.

      The hunter gaffed the deer carcass, preparing it for transportation back to camp.

      شکارچی لاشه‌ی آهو را گرفت و آن را برای انتقال به کمپ آماده کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      Idioms

      stand the gaff

      (عامیانه) تاب آوردن، خوب تحمل کردن، ظرفیت داشتن (تحمل شوخی یا سختی)

      blow the gaff

      (عامیانه - انگلیس) دهن‌لقی کردن، سری را فاش کردن

      سوال‌های رایج gaff

      گذشته‌ی ساده gaff چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gaff در زبان انگلیسی gaffed است.

      وجه وصفی حال gaff چی میشه؟

      وجه وصفی حال gaff در زبان انگلیسی gaffing است.

      سوم‌شخص مفرد gaff چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد gaff در زبان انگلیسی gaffs است.

      ارجاع به لغت gaff

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gaff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gaff

      لغات نزدیک gaff

      • - gaelic
      • - Gaelic football
      • - gaff
      • - gaff topsail
      • - gaffe
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.