آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ خرداد ۱۴۰۵

      Gaslight

      ˈɡæslaɪt ˈɡæslaɪt

      گذشته‌ی ساده:

      gaslit

      شکل سوم:

      gaslit

      سوم‌شخص مفرد:

      gaslights

      وجه وصفی حال:

      gaslighting

      معنی gaslight | جمله با gaslight

      verb - transitive C2

      روان‌شناسی سلامت روان گسلایت کردن (فریب دادن و سوءاستفاده‌ی روانی به قصد کنترل‌گری)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      He tried to gaslight her into believing that the affair was just in her imagination.

      او سعی کرد با بازی‌های روانی شریکش را فریب دهد تا باور کند که آن رابطه‌ی نامشروع فقط در تخیل خود او بوده است.

      The boss would gaslight his employees, constantly undermining their abilities and making them question their own competence.

      رئیس کارمندانش را گسلایت می‌کرد و دائماً توانایی‌های آن‌ها را تضعیف می‌کرد و شایستگی‌شان را زیر سؤال می‌برد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She realized her boss was gaslighting her when he denied ever promising her a promotion.

      او زمانی متوجه شد رئیسش دارد با روانش بازی می‌کند که رئیس منکر هرگونه قول قبلی برای ارتقای شغلی او شد. 

      He would constantly gaslight his girlfriend.

      او مدام دوست‌دخترش را گسلایت می‌کرد.

      noun countable

      چراغ گازی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The gaslight on the corner of the street had a beautiful antique design.

      چراغ روشنایی گازی نبش خیابان طرح آنتیک زیبایی داشت.

      He city installed new gaslights along the main boulevard to enhance the historical charm of the area.

      او برای افزایش جذابیت تاریخی منطقه، چراغ‌های روشنایی گازی جدیدی را در امتداد بلوار اصلی نصب کرد.

      noun uncountable

      نور چراغ روشنایی گازی

      The gaslight flickered, casting eerie shadows.

      نور چراغ روشنایی گازی سوسو می‌زد و سایه‌های وهم‌انگیزی را پدید می‌آورد.

      The paintings looked different under gaslight compared to daylight.

      نقاشی‌ها زیر نور چراغ گازی متفاوت از نور روز به نظر می‌رسیدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج gaslight

      گذشته‌ی ساده gaslight چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gaslight در زبان انگلیسی gaslit است.

      شکل سوم gaslight چی میشه؟

      شکل سوم gaslight در زبان انگلیسی gaslit است.

      وجه وصفی حال gaslight چی میشه؟

      وجه وصفی حال gaslight در زبان انگلیسی gaslighting است.

      سوم‌شخص مفرد gaslight چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد gaslight در زبان انگلیسی gaslights است.

      ارجاع به لغت gaslight

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gaslight» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gaslight

      لغات نزدیک gaslight

      • - gasket
      • - gaskin
      • - gaslight
      • - gaslighting
      • - gasman
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.