امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Go Blind

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
نابینا شدن، کور شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- He started to go blind in his old age.
- او در سن پیری شروع به نابینا شدن کرد.
- The disease can cause people to go blind.
- این بیماری می تواند باعث نابینا شدن افراد شود.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت go blind

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «go blind» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/go-blind

لغات نزدیک go blind

پیشنهاد بهبود معانی